ساختار سازمانی و توانمندسازی روان‌شناختی کارکنان

نویسندگان

1 عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

2 کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

چکیده

اکثر مدیران تصورمی کنند با مفهوم توانمندسازی اشنا هستند ،درحالی که فقط تعداد معدودی از انان با مفهوم توانمندسازی وکاربردش اشنایی دارند. کانگر و کانانگو در سال 1988 اولین تعریف عملیاتی را از توانمندسازی ارائه دادند. به زعم ان دو برای اینکه بتوان مفهوم توانمندسازی را در متون مدیریت مورد تجزیه وتحلیل قرار داد ،باید در ابتدا سازه های قدرت و کنترل را که این اصطلاح از ان گرفته شده است،موردبررسی قرارداد. از نظراین دو محقق،توانمندسازی عبارت ازفرایند ارتقای کفایت نفس افراد سازمان ازطریق شناسایی ومعرفی شرایطی است که موجب احساس عدم برخورداری ازقدرت در انان می شود ونیز تلاش در جهت برطرف کردن آن ها بافعالیت های سازمانی رسمی وفنون و شیوه های غیر رسمی و فراهم کردن اطلاعات اثربخش. تحقیق حاضربا هدف بررسی رابطه بین ساختار سازمانی وتوانمند سازی روان‌شناختی در شرکت راه اهن شکل گرفته است. جامعه آماری این تحقیق تعداد ٢٣٠ نفر از کارکنان مرد شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی با سطح تحصیلات دیپلم به بالا (لکوموتیورانان اداره کل ناحیه تهران ) را شامل می‌شود. روش نمونه گیری تصادفی ساده است و با توجه به دو جمله ای بودن فضای آزمون آماری، حجم نمونه 144 نفر انتخاب گردید. روش جمع اوری داده‌ها، میدانی و ابزار آن پرسشنامه بوده است واز ازمون ضریب همبستگی اسپیرمن برای تجزیه تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی است که بین ساختار سازمانی و توانمند سازی روان شناختی کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد.

کلیدواژه‌ها